رشيد الدين فضل الله همدانى
18
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
آبها محاذى شهر برشاور ( 1 ) نهرى عظيم مىشود كه معروف است به معبر ( 2 ) و آن ديه مهناره ( 3 ) است بر شط شرقى اين انهار ، و در آب سند مىافتد پيش قلعهء بيتورشيت ( 4 ) [ و آن ] شهر قندهار ، ( 5 ) و آن موضع ويهند « * » ( 6 ) است ؛ بعد از آن آب بيت ( 7 ) كه به جيلم معروف است از غربى او ، و آب چندراهه ( 8 ) كه مجتمع مىشود بالاى جهراور ( 9 ) قريب پنجاه ميل ، و بر غربى مولتان ( 10 ) مىگذرد ، و از آب بياه ( 11 ) بر شرقى آن به آن مضاف مىشود ، و آب ايراوه ( 12 ) مىآيد و به دو مىپيوندد . آنگاه نهر كچ ( 13 ) خارج از نهر كوت ( 14 ) كه از كوههاى بهاتل ( 15 ) مىآيد در او مىافتد . پس [ به ] آب شتلدر ( 16 ) زير مولتان مجتمع مىشود به موضعى كه آن را پنجند ( 17 ) [ 331 r ] مىخوانند ، يعنى اجتماع انهار خمسه ، آنجا مقدار آن عظيم مىشود ، و در وقت مدّ بحر ده فرسنگ بر زمين منبسط شود ، و اشجار مفاوز غرق كند ، تا غايتى كه خاشاك سيل بر درخت مانند او كار به طيور بينند ؛ و چون از بلدهء ارور ( 18 ) متجاوز شوند ميان بلاد سند نهر مهران ( 19 ) كه آهسته و [ صافى ] مىرود محيط شود به بعضى جزاير [ تا وقت ] كه به منصوره ( 20 ) رسد . و آن شهر در ميان شعبههاى آن نهادهاند ، و از آنجا به دو شعبه به دريا متّصل شود به دو موضع : يكى نزديك شهر لوهارانى ( 21 ) ، و ديگرى منعطف به جانب شرق در حدود كچ ، و آن سند ساگره ( 22 ) معروف است يعنى بحر سند ( 23 ) ؛ و
--> ( * ) . ا و با : حدود ده دوازه كلمه سفيد مانده است .